أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

33

قانون ( فارسى )

در جوار اندام‌هاى اصلى قرار گرفته‌اند و بسان جوىهاى آبيارى اين اندام‌ها بشمار مىآيند . دوم - رطوبتى كه بسان شبنمى بر اندام‌ها مىنشيند و مستعد آن است كه اگر بدن تغذيه را از دست داد جانشين غذا شود و به شكل غذا درآيد ، و هرگاه بر اثر حركت سخت يا حركت نرم بر اندام‌ها خشكى عارض شود ، اين رطوبت شبنمى به آنها مىرسد و تر مزاجى را به آنها بازمىگرداند . سوم : رطوبتى است كه تازه انعقاد يافته است و آن غذائى است كه از راه مزاج و همانندى با آن به گوهر اندام‌ها تبديل شده است و هنوز از شكل كامل برخوردار نيست . چهارم : رطوبتى كه از شروع نمو اندام‌هاى اصلى از آنها جدا نشده است و بهم‌پيوستگى اجزاء و منشاء آن از نطفه بوسيله همين رطوبت بوده است . و روشن است كه منشاء نطفه از اخلاط است . تكرار مىكنيم : خلطهاى رطوبى اعم از نيك و يا بد چهار نوع‌اند : اول - خون كه بر ساير اخلاط برترى دارد دوم - بلغم سوم - صفرا چهارم - سودا اول - خون : مزاج خون گرم مرطوب است و به دو قسمت طبيعى و غير طبيعى تقسيم مىگردد . خون طبيعى خونى است سرخ‌رنگ و بسيار شيرين ، و ليكن بدبو نيست . خون غير طبيعى دو نوع است : نوع اول خونى است كه از مزاج نيك برگشته است و اين دگرگونى نه از اين سبب است كه چيزى با او درآميخته باشد ، بلكه مزاج آن خودبخود به تباهى گرائيده است ، مثلا مزاجش سرد گشته و يا گرم شده است . نوع دوم خونى است كه در آن خلط بد پيدا شده است و بر اثر آن دگرگون گرديده است . اين نوع خون نيز دو حالت دارد : الف - ممكن است خلط بد از خارج بر آن تاخته ، در آن نفوذ كرده و آن را فاسد كرده باشد . ب - يا اينكه خلط بد در خود آن پديد آمده است ؛ مثلا بخشى از آن متعفن شده ، در نتيجه مادهء لطيف آن به صفرائى تلخ و ماده غليظ آن به سودائى تلخ تغيير يافته است . هر دو اين مواد تلخ و يا يكى از آنها در خون ماندگار هستند . هر دو بخش اين نوع خون بحسب تركيب باهم مختلفند . اخلاطى كه با اين نوع خون مىآميزند چهار تا هستند : بلغم ، سودا ، صفرا ، ماده مائى ( آبكى ) و خون بتناسب آميزه آنها گاهى تيره و گاهى روشن مىشود و گاهى بسيار سياه و گاهى سفيد مىگردد . به همين نحو بوى و مزه آن دگرگونى مىيابد ، يعنى تلخ و شور مىگردد و به ترشى مىگرايد .